ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

229

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

همراه من روانه كن و من آنها را وارد شهر خواهم كرد . عباس دو هزار سوار دلير برگزيد و لشكر كشيد . رباح عم خود را بفرماندهى بهترين عده شجاع و ورزيده منصوب و روانه كرد . همه شبانه سير كردند و با احتياط و اختفاء كامل راه را پيمودند و آن مرد رومى با غل و زنجير همراه رباح بود تا به شهر رسيدند . آن مرد اسير رخنه شهر را كه ورود از آن امكان داشت به آنها نشان داد . از آنجا گذشتند . دژى بود كه نردبانها را بر آن نصب كردند و صعود نمودند تا بكوه رسيدند و از آن كوه بر ديوار و بار و حصار شهر مسلط شدند . سحرگاهان كه نگهبانان غريق لجه خواب بودند به راه آب رسيدند و آن راه تنگ بود كه مجراى آب و هم راه را خروج فضولات و چيزهاى پليد بود مسلمين از آن مجراى كوچك و تنگ داخل شدند و با طلوع صبح همه در ميان شهر طلوع و ظهور كردند و تيغ را به كار بردند و هر كه را از روميان ديدند كشتند و دروازه‌ها را براى بقيه سپاه باز نمودند . عباس امير كل با لشكر وارد شد و نماز صبح را در روز پنجشنبه نيمه شوال در همان حين و حال در شهر بجا آوردند و منبرى براى خطابه بر پا كرد و روز جمعه خطبه نمود و هر كه بود از مردان جنگى و سپاهيان محافظ بقتل رسيد و دختران زيباى امراء و خانوادهء بطريقها و شاهدختها را با زيور و زر و گوهر خود ربودند و بكنيزى بردند و در آن فتح عظيم مال عظيم و غنايم بى مانند و ثروتى كه از وصف آن عاجز هستيم بدست آوردند . كفر و شرك در آن واقعه خوار و زبون گرديد . خوارى بسيار سختى نصيب مشركين شد . چون پادشاه روم در شهر قسطنطنيه بر آن واقعه آگاه شد سيصد كشتى جنگى حامل سپاه بفرماندهى بطريق ( يكى از امراء ) با عده بسيارى از لشكريان به شهر « سرقوسه » روانه كرد . عباس بمقابله آنها از شهر خارج شد و لشكر كشيد و نبرد كرد آنها ناگزير از ميدان جنگ گريختند و باز در كشتىهاى خود سوار شد بازگشتند و غنايم بسيار نصيب مسلمين شد و صد كشتى از همان كشتىها بدست مسلمين افتاد و بسيارى از آنها را كشتند و از مسلمين فقط سه تن هدف تير شدند .